تولدت مبارک چه حرف خنده داری چه فایده داره وقتی تو گل برام نیاری عجب شبیه امشب داره میسوزه چشمام دورم شلوغه اما انگاری خیلی تنهام واسه چی زنده باشم جشن چیوبگیرم من امشبونمیخوام دلم میخوادبمیرم تولدم مبارک نیست دلم گرفته غمگینم هوای خونه دلگیره تورواینجانمیبینم تولدم مبارک نیست شکسته قلب داغونم تونیستی ومن ازدوریت خودم رو مرده میدونم.هیشکی خبرنداره چقدهواتوکردم چقددلم میخوادتوباشی دورت بگردم هیشکی خبرنداره دارم به زورمیخندم نمیدونن چرامن چشاموهی میبندم،چشامومن میبندم تامنتظربشینم شایدتواین سیاهی بازم توروببینم تولدم مبارک نیست دلم گرفته غمگینم هوای خونه دلگیره تورواینجانمیبینم تولدم مبارک نیست شکسته قلب داغونم تونیستی ومن ازدوریت خودم رو مرده میدونم

 

 

همه توروزتولدشون چشماشونو میبندن آرزومیکنن وبعدشمعارو فوت میکنن منم چشامو میبندموآرزو میکنم دیگه هیچ وقت چشام بازنشه دوسال که دارم جشن تولدموبدون عشقم میگیرم  کاش اونم بودهیچ وقت فراموشش نمیکنم هیچ وقت اون منو هیچ وقت باورنکرداین بیشترعذابم میده اون همیشه  جاش توقلبمه ولی باورنداره

[ شنبه چهارم آبان 1392 ] [ 11:41 ] [ arezo ]

[ ]

خدایاوقتی بچه بودم نمیدونستم عاشقی اینقدر درد داره خدایا عشق من حالش خوبه؟چیکارمیکنه؟غذاشومیخوره؟خوب میخوابه؟آخه ماهمیشه باهم میگفتیم تاوقتی بهش شب بخیرنمیگفتم نمیخوابیدحالاپس چطوری بدون من میخوابه؟خدایاعشقم دردودلشوبه کی میگه؟وقتی دلش میگیره به کی تکیه میکنه؟آخه پیشش نیستم خدایا تکیه گاهش باش اون دل منو شکست ولی تواونوببخش نذارسختی بکشه خدایا میدونی که تنهاکسم عزیزترین کسم اونه پس هیچ وقت چشماش خیس نشه...خدایاقسمت نشدآرزوشوتولباس عروسی ببینه ولی خدایا التماست میکنم وقتی دارم جون میدم بذارببینمش.میدونی خداجون من توماه عسل بودم ویاداون بامن رفتم پیش امام رضا گفتم یاامام رضا عشقم امانت دست تومن نتونستم نگهش دارم ولی تومواظبش باش نذاردلش مثل من بشکنه گفتم یاامام رضامن بی لیاقتم لیاقت اونونداشتم اونودست هرکسی نسپاری....ای خدابغض داره خفه ام میکنه وقتی بابکمومیبینم دنیاروسرام خراب میشه ولی اون خوشحال میشه که دلم داره میسوزه بخاطرهمین میگم بذارخوشحال شه.خدایاپشت وپناهش باش تنهاش نذاری توی سختترین شرایط اونو

[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 19:44 ] [ arezo ]

[ ]

سلام عشقم کجایی پس؟مگه نگفته بودی نمیذاری عروس یکی دیگه بشم ولی من حالادارم عروس یکی دیگه میشم دارم میپوشم لباس عروسی میپوشم ببین لباس سفیدمیادبهم ببین خوشگل شدم ببین همون آرزوی توهستم خوب نگام کن من همون آرزوهستم فقط یکم شکسته ام یکم خسته ام کمرم شکسته..میدونی چه هابه سرم آوردی؟؟؟؟نمیدونی ولی من میدونی حالاحالاهم دلم داره میسوزه اونقددلموسوزوندین که اززندگی نفرت دارم یعنی همه مثل خانواده ی تومغرورن تواگه واقعادوستم داشتی چراهمه جاروبهم نریختی هان؟مگه نگفته بودی اگه توازدواج کنی همه جاروآتیش میزنم ولی دارم میبینم ازدوری من خوشی.من هیچ وقت ازخدانمیخوام توروهم به روزمن بندازه چون واقعاسخته اینوحتی واسه دشمنم هم آرزونمیکنم حتمل این همه درددل یه شیرمیخوادکه من به این ضعیفی تحمل کردم گفتی من بایدبه عشقت برسم ولی اینوبدون منوتومثل دوتاخط موازی هستیم من خودموشکستم به طرفت ولی توبه طرف دیگه خم شدی کاش میشددامادم توباشی کاش میشدبه حرفام گوش میکردی.ولی به جزصبرکن بهم چیزدیگه ای نگفتی الانم صبرکنم؟هان؟متاسفم میدونم که الان میگی اون بایدنمیرفت ولی اینجاتواشتباه میکنی توبایدمیومدی جلومن 9سال تموم منتظرت موندم.حالابیاببین آرزوت داره میره دنبال زندگی که اصلاامیدی بهش نداره اصلاعشقی تواین زندگی وجودنداره چطورت دلت اومدبه راحتی دست آرزوتوبدی به دست یکی دیگه دستای آرزوت که همیشه تودستای توبود دلش واسه توبودروحش جسمش چراباورش نکردی؟چرااا؟این چراهای بی جواب داره داغونم میکنه.بهت گفتم دانشجوهستم تابیای ببینمت ولی نه توهمیشه منوچشم به راه گذاشتی همیشه.خدایاهیچ واسه هیچ کس یه زندگی مجبوری عطانکن حتی واسه عشقم.خدایاعشقموباعشقش خوشبخت کن خودت میدونی که همه دنیامه درسته حالم ازهرچی عشقه بهم میخوره ولی........خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااداره بغض خفم میکنه الان دیدمش ولی نتونستم نگاهش کنم ترسیدم نگاهش کنم بازم دلم فروبریزه.عشقم چقدخوشگل شده خداچرااونوازم گرفتی چرافقط توهمه چی من قسمت نیستم.من دارم میرم سرخونه زندگیم من میخواستم مردخونه ام عشقم باشه نه کس دیگه خدایاتپش این قلبموتوبهم دادی توروقسم به اون دستای ابولفضلت به قلبم بگودیگه وایسته من دیگه طاقت ندارم من حاظرم برم زیرخاک بخوابم حاظرم آرزوهاموباخودم به گورببرم ولی عشقم همه دنیایه جاجمع بشن بازم میگم دوستت دارم نمیتونم فراموشت کنم دست خودم نیست بخدادست خودم نیست .خدایاعشقم درامان تو.خدایانذاری عشقم اذیت شه میدونی که من آرزوی اون بودم یه زمانی

موهایش سفیدشده بودکودکی که یواشکی دفترچه ی خاطراتم راخوانده بود

 

 

[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 19:39 ] [ arezo ]

[ ]

همیشه دوست داشتم یکی دوستم داشته باشه اونقدرفریب دوست داشتن وخوردم که دیگه حتی دوست داشتن شوهرم ویاحتی پدرومادرموباورندارم لعنتی

 

 

دلم فریب تازه میخواهد......بیاوبازهم بگو:دوستت دارم!!!

[ یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ] [ 21:29 ] [ arezo ]

[ ]

غم توروگریه کنم یاغم بی توبودنوجزتوکسی نمیدونه معنی حرفای منواین روزاکارمن شده گذشته روورق زدن دل خوش خاطراتی که شایدتوروبدن به من توسهم من بودی ومن شریک روزگارتوامانذاشتن آدماباشم همیشه یادتوتوروازم گرفتنومنودادن به کوچه هامنم تولحظه وداع سپردمت دست خداهیشکی تودنیاواسم من مثل تونازنین نبودبدجورازم گرفتنت حق منوتواین نبوداین روزاکامن شده گذشت روورق زدن دل خوش خاطراتی که شایدتوروبدن به من منم که اینجا شبوروزهی ازخدافقط میخوام برای برگشتن تویه راه بذاره جلوپام آخه تاکی به لحظه هام همه چی روحالی کنم دوراطچشای دیگرون جای توروخالی کنم توسهم من بودی ومن شریک روزگارتو امانذاشتن آدماباشم همیشه یارتوتوروازم گرفتنومنودادن به کوچه هامنم تولحظه وداع سپردمت دست خدا

[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 17:43 ] [ arezo ]

[ ]

چقدرازطهنه های شماتت بارادمک های چوبی شهرم دلگیرم چه فرقی میکنددختریاپسر .؟!

چقدربایدخواسته های مان رابه جرم عروسک بودمان پشت سکوت ناشکستنی مان پنهان کنیم که کسی نداتد شایدپشت خنده های تصنعی عشق رامی طلبید.

دیشب ازسرمای نبودت تاصبح کنارکرسی خاموش ارزوهایم به خویش لرزیدم اماباورم نشد که چرانشدتومال من باشی ورازسربه مهرمرانفهمیده کنارم بگذاری بی آن که هیاهوی حصارسینه ام چیزی بدانی وآخرین خواسته ات همین بودکه من بی سروسامانم توسامان بگیرباهمدم لحظه ای تنهایی من...

کاش مراهم چون خویش بی سامان میکردی اماشهرآشوب دلم رابه عزای نبودنت نمی شاندی وواژه های قدنکشیده ام راسیاه پوش نمیکردی

کاش...............

[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 17:32 ] [ arezo ]

[ ]

امروزروزعشقه ولی من عشقی ندارم که بهش بگم عشقم روزت مبارک ولی من این روزوبه همه ی اون کسایی که عاشقن تبریک میگم حتی به آقابابک که عشق من بودتبریک میگم وازش میخوام همیشه عاشق عشقش سارابمونه.آهای اونایی که عاشقین قدرعشقتونوبدونین هیچ وقت نذارین عشقتون تنهاتون بذاره واسه به دست آوردن عشقتون بجنگین من همه کاری کردم ولی نشدحتی بهش التماسم کردم ولی نشدسرنوشت منم این بودکه  توحسرت یکی بمیرم واونم بایکی دیگه خوش باشه ولی من خوشم به خوشی عشقم..ساراخانم ولنتاینت مبارک.چقدرسخته آدم توعمرش 8سال دعاکنه باعشقش باشه ولی بعد8سال فقط سوختن دلش سهمش باشه.خدایاتوروقسمت میدم به اون دختر3سالت هیچی عاشقی روازعشقش جدانکن وبه روزمن بدبخت ننداز.

 

 

ممنونم ازهمه ی دوستانی که اومدنونظردادن

[ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ] [ 11:17 ] [ arezo ]

[ ]

اون که عاشق توبود                                   توروهرنفس سرود

زندگی تولحظه هاش                                  جریان داشت مثل رود

حالاتنهایی داره                                         روزاشومی گذرونه

ازتوپنهون میکنه                                         اشکاشودونه دونه

حالااون رودقشنگ                                      شده بایه برکه دیگه

داره باترانه هاش                                        قصه ازغصه میگه

زندگی یه صحنه بود                                   ماتوتابازیگراش

بعضی قسمتاش قشنگ بود                        امابعضیادلخراش

گاهی چترآسون                                       سهم منوتومیشد

                        ازتموم کوچه هامیگذشتیم دوبه دو

                    واسه پروازبراهم بال میشدیم براهم پرمیشدیم

                     اگه بارون می گرفت هردومون ترمیشدیم

                      زندگی یه صحنه بود مادوتارل واسه اون

                      یکیمون آدم خوبه یکیمون نامهربون

                       بدوخوب زشت وقشنگ هردومون بازیگریم

یکیمون میبازیمو                                 یکیمون می بریم

 

[ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 15:34 ] [ arezo ]

[ ]

همون دستایی که عمری به دستای توعادت کردتورودست خدادادوخیال دلوراحت کردتوکه عمری فقط گفتی جدایی چاره ی دردگذشتی ازمنه تنهاآره این اشکای منه توکه دیدی غریبیموچرافکرسفرکردی یکم فکرکن به رفتارت کی تودربه درکردی؟تودستای منوعادت به دستای خودت دادی ندونستم مثل بیدمیلرزی به هربادی چه قدرسخته توتنهایی همش میگم که اون مرده ولی نه ای دل ساده توروازخاطرش برده چقدرسخته توگریونی ولی اون داره میخنده قسم میدیش که برگرده ولی اون ازتودل کنده توکه دیدی غریبیموچرافکرسفرکردی ؟تودستای منوعادت به دستای خودت دادا ندونستک مثل بیدمیلرزی به هربادی

 

 عادت ندارم درددلم رابه همه کس بگویم!پس خاکش میکنم زیرچهره ی خندانم تاهمه فکرکنندنه دردی دارم نه قلبی

[ سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 ] [ 15:24 ] [ arezo ]

[ ]

بابک دیرکردی واسه چی اومدی دنبالم یادته بهت گفته بودم یه روزی میای دنبال که دیرمیشه.حالاهمین روزه..اون روزآخری که بهم زنگ زدی وبااون غرورلعنتی بهم گفتی بروخوشبخت شی فکراین روزاشم میکردی که آخه من همه کس آرزوهستم چطوربهش بگم بروتوهمه ی زندگیمونابودکردی میفهمی.۸سال تموم عاشق بودموهستم.توعشق اول وآخربودی وهستی ولی بدون منوتوهیچ وقت بهم نمیرسیم.مگه نگفتی سارایعنی فرشته؟مگه نمیگی اون ازمن بهتره؟ژس برودنبال اون دیگه ولی اینوبدون تموم دنیاروبرگردی کسی روژیدانمیکنی که مثل من دوست داشته باشه مثل من بهت عشق بورزه نمیتونه بابک اون خاطراتی که باهات داشتم نمیذارن زندگی کنی ولی من به خاطراینکه خوشی وخاطراتت زندگی میکنم.من دارم واسه کسی میمیرم که واسه کس دیگه میمیره کارخداروببین.۳ماه قبل بودیم بابک وآرزوحالاشده بابک وسارا.میخواستی باعشقت بری مشهدخب آرزوت براوردمیشه عیدباعشقت سارامیری مشهدخوش بگذره ببین من دیگه نه زندگی نه دلی دارم که به پات بریزم همه ی وجودموخردکردی.بابک هی هم به رخم نکش که زندگیت دسته منه هروقت زندگیموبهم بزنی بیابزن من دیگه هیچی ندارم بفهم هیچی ندارم

 

 

 

 

 

تقدیم به اونی که رفت ومنوتنهاگذاشت تواین کوچه های تنگ وتاریک تقدیم به اوکه عشقش دررگهایم جریان داردهیچ وقت پرستش راترک نخواهم کرد

[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 12:50 ] [ arezo ]

[ ]

یک نفردرهمین نزدیکی ها چیزی به وسعت یک زندگی برایت جاگذشته است خیالت راحت باشد آرام چشمهایت راببندیک نفربرای همه نگرانی هایت بیداراست یک نفرازهمه زیباهای دنیا تنهاتوراباوردارد....ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اون وقت واسه پنهون کردن بغض توگلوم سرفه نمیکردم ونمیگفتم مثل اینکه سرماخوردم اون وقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه توچشمم نبود

[ پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 ] [ 12:36 ] [ arezo ]

[ ]

دیگه دوستت ندارم باورکن

بابکککککککککککککک

دوستت ندارممممممممممممممممممممممم

[ سه شنبه هفدهم بهمن 1391 ] [ 9:56 ] [ arezo ]

[ ]

میدونین الان چه حسی دارم اونایی که عاشقن خوب میفهمن من چه دردی دارم.من الان دارم عکس عشقمومیسوزونم دارم جلوچشمام نابودش میکنم.دارم دفترخاطراتش ومیخونم ولی نمیتونم گریه کنم چیکارکنم بغض داره خفم میکنه خدایاشدم مثل یه سنگ اصلانمیتونم گریه کنم چقدعکس عشقموبوسیدم وخیس شده اونقدخیس شده که کم کم داره میپوسه.چه جوری بسوزونمش این لعنتی همه ی دنیای منه ولی اون به من میگه لعنتی دیگه نمیخوام دوست داشته باشم دیگه عاشقی رونمیخوام دیگه نمیخوامممممممممممم.خسته شدم چقدربایدبکشم حرفای عشقموچرانمیفهمه مادرش نذاشت چرانمیفهمه؟؟؟خدایاحاضرم واسه مردن حاظرم این نفس لعنتی روواسه چی دادی؟واسه دردوسختی کشیدن؟دیگه این نفسونمیخوام بگیراین نفسوازمن خداچرانمیشنوی صداموبس دیگه نمیخوای حرفای اون لعنتی روبشنوم داره واسم فیلم بازی میکنه آخ قلبم خدابس دیگه من خیلی مقاومم هرچی باشه به خاطراون لعنتی که باورم نداره تحمل میکنم من خیلی دوسش دارم

[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 18:54 ] [ arezo ]

[ ]

امروز روز توست و من
تمام دلتنگیهایم را
به جای تو
در آغوش می کشم
چقدر جایت میان بازوانم خالیست
تولدت مبارک

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 10:29 ] [ arezo ]

[ ]

امروزروزتولدعشقمه این بدترین حسیه که دارم که نمیتونم بهش تبریک بگم خدایامن هرهمیشه وهرجاباهاش بودم چرااین کاروبامن کاری کردی ماکه عشقمون پاک بود..من حالاچه جوری بهش بگم تولدت مبارک نه اینجاش دیگه غم نداره چون به جای من ساراهست ولی اون مثل من عشقمودوست داره؟مواظبش هست اونم مثل من نگرانش هست..وای خدایاقلبم داره ازکارمیوفته باشه درسته نمیتونم به عشقم تبریک بگم تولدشوولی ازاینجابهش تبریک میگم

 عشقم تولدت مبارک

قدیه دنیادوستت دارم درسته دیگه بهم نمیرسیم دوریه توباعث نمیشه دوستت نداشته باشم.مواظب خودت باش دنیای من

[ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ] [ 10:18 ] [ arezo ]

[ ]

توی قلبــــــم غیر عشقت هر چی عشقه دیگه مرده
دست بی رحم زمونه نفســـه عشقــو شمرده
منو از تـــو، تـــو رو از من به چه آسونــــی جـــدا کرد
دست سردش دست ما رو تــــوی کوچه ها رهـــا کرد
تــــوی کوچه مثل بارون سر رو شیشــه ها می زارم
چاره ای به جز تحمل غیر دلتنگــــی ندارم
دیدن تو مثل رویـــا رفتنت مثل یه کابــــوس
کاش می شد پیشم بمونــــی کاش می شد بمونـــی افسوس
حالا دست سرنوشته که بمونم یا که نمونم
دیگه از عشق و محبت تا همیشه گریزونم
خواب چشماتــــو ندیدن واسه من کابوسه مـــرگه
قصــــه ی نبودن تـــو شعـــر تلخ بــاد و برگــــه

[ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 ] [ 11:23 ] [ arezo ]

[ ]

خدایاچقدرسخته به عشقم بگم داداش

خدایااین سختی روواسه هیچ کس آرزونمیکنم حتی

دشمنم دارم داغون میشم ولی عشقم نمیفهمه هرچی

ازدهنش درمیادبهم میگه.میگه من هیچ وقت نمیخوام

ببینمت..خدایاازت خواهش میکنم این دردوتمومش کن تاکی آخه

بایداینجوری داغون باشم تحملم سراومده هاخدایااااااا پس کجایی؟؟؟؟جواب ایناروبده لهم کردن بعداومدن تف کردن روم بعدمیگن ازت متنفرم..خدایادستام به سوی توبالاست خالی برنگردون این دستامو

[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 11:15 ] [ arezo ]

[ ]

پنهان میکنم خودراپشت خنده های ممتدی که بوی گریه میدهند،

بازهم پنهان ترمی شوم....

تقاب صورتم سالهاست غرق خنده های ماتم زده است ولی من حتی ازبوی گریه هایی که تورابه یادم می آورندمست می شوم.

چشم هایم سالهاست حتی یک بارهم شده بغض خنده های دروغینش رانشکسته است ومن میان قهقهه ی ساختگی ام لحظه به لحظه فروریخته ام.

هیچ گاه نفهمیدی میان احساس خفگی ام چه هاکشیدم وقتی حسرت گریه ام راخندیدی

[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ 11:10 ] [ arezo ]

[ ]

خدایامگه چیززیادی ازت خواسته بودم که اینجوری دلموسوزوندی وعزیزترین کسموگرفتی ببین شاهدباش ببین عشقم به من چی میگه هرروز...هرروزاس میده وتف میکنه به روم.همون عشقی هست که به من میگفت آرزوم ولی آره به یه نفردیگه میگه سارام خدامیدونی چه دردی داره این همه رنج نه هیچ کس نمیفهمه.عاشق واقعی همیشه میسوزه منم دارم میسوزم عشقم همیشه نگرانم بودنه الان که به من میگه هرچی سرت بیادحقته خدامگه حقمه..خدایامن غلط کردم عاشق شدم دیگه نمیخوام بسه دلم داره اتیش میگیره خدایاچراهیچ جوابی نمیدی.بسه دیگه خسته شدم خدایابس نیست این همه رنج رویاهام خراب شد،آرزوهام خراب شدسختی کشیدم،خون دل خوردم،زندگیموازم گرفتن بس نیست،خدایااین حرف گفتنی نیست ولی من میخوام بگم عشقم به من میگه ازتواستفاده کردن من ازچیزی که استفاده کنن استفاده نمیکنم خدایامنوچی فرض کرده.مگه من ازاون چیزی خواستم که اینجوری گفت.گفت میخوادبره دنبال ساراش،خدایامگه من آرزوش نبودم ولی آرزوی اون بدون اون مرد.خدایامن دیگه نمیخوام کسی رودوست داشته باشم..خدایاکمکم کن شوهرم دوستم داره کمکم کن جواب خوبی شوبدم ولی نذارعاشقش شم من دیگه میترسم بازم شکست بخورم،خدیاچرادنیات اینقدربی رحم  شده چراسختیاموندیدچرامنوشکست؟باشه قبول شکست خوردم ولی خدابسه دیگه به عشقم بگوروزخمم نمک نپاشه من کم دردی ندارم خدایاعشقم هی به من میگه میام زندگیتوخراب میکنم توبهش بگوکه زندگی من خودشه بگواون ازمن چندتاعکس داره بااونامیخوادزندگیموبهم بریزه.خدایااگه دوستم داشت چرانیومدمراسم عقدوبهم نزدتاآخرین لحظه منتظربودم وقتی عقدومیخوندن دستاموبردم بالاگفتم خدایاتوکلم به توست من منتظرش هستم ولی نیومدکه نیومدحداقل زنگ میزد ای خدا..دیگه قبول کردم باختم.خداییییییییییااااااااااااااااااااااااادیگه کسی رودوست ندارم خدایاتوکلم به توهست به بهترین راه هدایتم کن

[ جمعه ششم بهمن 1391 ] [ 11:37 ] [ arezo ]

[ ]

تاحالابراتون اتفاق افتاده وقتی پای تلفن بایدخداحافظی کنی اماهنوزدلت میخوادصداشوبشنوی یهومیگی:راستی میگه:جونم آروم میگی:دوستت دارم اونم برمیگرده باخنده میگه:دیونه ترسیدم فکرکردم چی میخوای بگی.بعدش اونم آروم میگه منم دوستت دارم آخ که این چندلحظه ی آخربه آدم چه آرامشی میده

[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 11:23 ] [ arezo ]

[ ]

الهی هرچی شادیه توزندگیت عذاب بشه باهرکی وصلت بکنی یه روزازت جدابشه الهی تیکه تیکه شی به زیرچرخ زندگی دستای تلخ سرنوشت بگیرنت به بردگی الهی که عزیزت جون بکنه کنارت بمیره ومرگ اون بشه طناب دارت الهی ازبی کسی تن بدی به اسیری روپرپرزندگی جون بدی وبمیری کی بوداومددورنگی ویادت دادعشق تووخیانت وبهت دادهرکی که بودخداکنه کفنتوبدوزه وتوآتیشش بسوزی وتوآتیشت بسوزه قلب منومیسوزونه کنایه های اینواون میگن چی شداون عاشقت که هی میگفت پیشم بمون من به تودل بسته بودم توقلبموشکستی به دنیاپشت کرده بودم توپشتموشکستی

 

 

 

عشقم سه ماه قبل باتمام وجودم عاشقت بودم وتاحدمرگ دوست داشتم ولی الان باتمام وجودازتووخانواده ات متنفرم متنفرم.هرگزباورم نمیشدعشق ونفرت باهم باشم.ببین الانم ترانه ی آرزوموروروگوش میکنی یانه تودیگه منومیخوای چیکارساراخانم دیگه واردزندگیت شده هرروزدعا میکنم به هم برسیدولی بدون هیچ مثل آرزوی مرده ات دوست نداره ونخواهدداشت توکه آرزوداشتی بری تهران زندگی کنی پس باهاش ازدواج کن وبروباهاش تهران خوشبخت شین زیریه سقف....ساراخانم اگه وبلاگمومیخونی میخوام بهت بگم که من عشقموبه راحتی به دست نیاورده بودم ولی به راحتی ازدستش دادم ساراعزیزم مواظب تنهاعشق من باش من اونوخیلی دوستش داشتم ولی هیچ وقت باورنکردولی الان به جزحس نفرت هیچ حسی بهش ندارم..سعی کن بهش برسی پسرخوبیه سعی کن اخلاقشوبشناسی بدون که چی دوست داره وچی دوست نداره.ساراسعی کن تواین دنیای لعنتی عاشق نشی فقط دوست داشتنویادبگیرفقط دوست داشتن من عاشق شدم اونم تاحدجنون ولی ازعاشقی خیری ندیدم به جزداغ دلی که روقلبم گذاشته.میدونم منومیشناسی الان فکرمیکنی که چقدبی وفام ولی آبجیه گلم مامان بابک نذاشت به عشقم برسم میدونی چقدحرفابه خاطربابک کشیدم چقدسختیاروتحمل کردم داداش بابک میشه شوهرعمه ی من ازهردوتاشون متنفرم اولین کسی که باعث شدمنوازعشقم جداکنه سعیدعوضی بود.الان دیگه آرزوی قبلی مرده..ساراعشقم واول به خدادوم به توسپردم نذارسختی بکشه من لایقش نبودم توسعی کن لایقش باشی من نتونستم ازش نگهداری کنم ولی توخوب اینکاروبکن من نتونستم مال خودم بکنم توسعی کن مال خودت کنی.براتون دعامیکنم

[ شنبه سی ام دی 1391 ] [ 16:45 ] [ arezo ]

[ ]

گله ای ندارم ازتو                   هستی ونیستی کنارم

اخه قسمتم همینه                خاطراتت پیشه رومه

همیشه سهم من ازغم          بی تومن به هربهانه

شهمیشه روتن شعرام              اگه باشی ونباشی

رنگ تنهایی نشسته              میخونم غلترانه

دیگه هیچ راهی نمونده           گله ای ندارم ازتو

واسه این غریبِ خسته           واسم آغازی وانجام

ازتوگفتم ازتوخوندن                تواگه باشی کنارم

باتوبودن آرزومه                     میرسم به آرزوهام

[ جمعه بیست و نهم دی 1391 ] [ 17:58 ] [ arezo ]

[ ]

لبای خشک وبسته                 حقته بی پناهی

چشمای قرمزوخیس               حقته تنهاموندن

یه قلب ساکت وسرد               آره اینه سزای

که دیگه ما من نیست            دل منوسوزوندن

سپردمت به گریه                  یه روزی خیلی ساده

سپردمت به ناله                   حقمودادی دستم

دیگه بهم رسیدن                  هیشکی اینونفهمید

یه رویای محاله                     که بیصداشکستم

عین خیالمم نیست               دستت وساده

که توچه حالی داری              گرفتی ازدستم

چیزی نمونده ازمن               نمیدونستم آخر

که زیرپابذاری                       عشق توتلخه

[ جمعه بیست و نهم دی 1391 ] [ 17:45 ] [ arezo ]

[ ]

خدایاهیچ وقت باورم نکردآخه چرا؟مگه من بهش دروغ میگفتم خدایاشاهدهمه ی سختیام هستی..وقتی اون روزبهم اس داده بودبهش گفتم کمکم کن خودکشی کنم بهم گفت بروبچه ولی هیچ وقتی نفهمیدوندونست که شب یلدابه خاطراون بیمارستان بودم داشتم  میموردم ولی مامانم نذاشت زودمنوبردبیمارستان خدایابابک همه ی آرزوهام رویاهاموسرم خراب کردولی فدای سرش من براش همیشه آرزوی بهترین هارومیکنم ولی برعکس اون بهم نفرین میکنه خدایاخودت قضاوت کن کی گناه کاره؟من؟بابک؟مامانش؟کدوممون؟خدایادلم اونقدرداغ داره که هیچ وقت مرحم نمیشه...بهترین کسموهمه داروندارموزندگیموخوشیموعشقموازم گرفتن منوکردن مثل یه مرده.خدایامگه کسی که کسی  رونداره هیچی نمیگه بایدهی خنجرازقلبش ردکردمگه انصافه.خدایامن کسی روندارو هایه موقع دستموتوتاریکی رهانکنی من میترسم چون بهترین کسم دستمورهاکردتوتاریکی من تنهاموندم..خدایاعشقم امیدوتودلم کشت.خدایادیگه نمیخوام عاشق شم دیگه دلی برام باقی نمونده حتی نمیخوام عاشق شوهرم باشم دیگه من نمیتونم به کسی حسی داشته باشم چون من یه مرده ام عشقم منوکشت

[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ] [ 12:39 ] [ arezo ]

[ ]

یادت نره دوست دارم خیلی دلم تنگه برات داروندارموبگیرمال خودت مال چشات..خورشیدوبرداروبیاآفتابی شوبه خاطرم قرارمون یادت نره دیرنکنی منتظرم..قرارمون یادت نره دوست دارم یادت نره.قرارمون ساعت عشق کناردلشوره زدن کناردلواپسیوترس یه وقت نیومدن عاشقموعاشق توازهمه دیونه ترم..قرارمون یادت نره دیرنکنی منتظرم.قرارمون کنارگل که سربه زیرعطرتوست توچین چین دامنیکه هزارتابغضومیشه شست

 

 

عشقم یادته این ترانه روکی بهم گفتی دوسش داری؟؟موقعی که اومدی بودی پیشم بغلم کردی وگفتی آرزواین ترانه ای هستش که دوسش دارم.الان دارم بابغض ایناروواست میخونم کاش اون روزایکم باورم میکردی تاالان به اون روزاحسرت نمیخوردم خدایاچقدبااون میخندیدم آره عشقم کاش زندگی دنده عقب داشت

[ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 ] [ 13:53 ] [ arezo ]

[ ]

برروی سنگ قبرم ننویسیددرجوانی مردبنویسیدپیرشده بودپیرجوانی

برروی سنگ قبرم ننویسیدتنهابودبنویسیددوستش تنهایی بود

برروی سنگ قبرم ننویسیدعشق دروجودش نبودبنویسیدوجوداوعشق بود

برروی سنگ قبرم ننویسیدعاشق باران بودبنویسیدباران موثرترین داروی اوبود

برروی سنگ قبرم ننویسیدکه تحملش کم بودبنویسیدمشکلاتش بیش ازاندازه بود

برروی سنگ قبرم ننویسیدکه روزای آخرغمگین بودبنویسیدشادبودمرگش فرارسیده بود

برروی سنگ قبرم ننویسیدازدوری یارمردبنویسیدازعشق یارمرد

برروی سنگ قبرم ننویسیدکه روزتولدش مردبنویسدکه هرگزمتولدنشد

برروی سنگ قبرم ننویسیدنامش آرزوبودبنویسدنامش دیوانه ی عاشق بود

 

 

خدایاکاری کن که موقع مرگم عشقم پیشمه اونونبینم نمیمیرم

[ شنبه شانزدهم دی 1391 ] [ 11:59 ] [ arezo ]

[ ]

یه زمانی دلتنگیاموفقط برای یه نفرمیگفتیم کسی که توبدترین دوران زندگیم باهام بودواون روزای بدروتبدیل به بهترین روزای من میکردکسی که ازش یادگرفتم چطوری مهربون باشم  چطوری ببخشم چطوری زندگی کنم حالااون رفته ومن موندم ویه دنیادلتنگی تااگه یه روزی برگشت ببینه که باهام چیکارکرده پس تویی که وارددنیای من میشی درموردهیچکدوممون ندونسته قضاوت نکن چون من این نوشته هاروتواوج دلتنگی وازروی ناراحتی نوشتم

 

 

چقدردوست داشتم یک نفرازمن میپرسید:

                                          چرانگاه هایت آنقدرغمگین است؟

چرالبخندهایت آنقدرتلخ وبی رنگ است؟

                                       اماافسوس که هیچ کس نبود

همیشه من بودم وتنهایی وپرازخاطره....

                                         آری باتوهستم

باتویی که ازکنارم گذشتی

                                       وحتی یک بارهم نپرسیدی:

چراچشمهایم همیشه بارانی است؟

          

[ جمعه پانزدهم دی 1391 ] [ 17:37 ] [ arezo ]

[ ]

عشقم عمرم هیچ وقت باورم نکردونمیکنه من براش میمیرم وای باورنمیکنه درسته ازدواج کردم ولی بازم دوسش دارم...دیروزبهم اس داده میگه برام یه خواهری کن وبرام یه دخترپیداکن چرامن براش پیداکنم؟چرا؟همیشه دوست داره دل منوبسوزونه ای خدابابک باکارش تموم زندگیموخراب کردی نذارزندگیش خراب بشه یکی بیادتوزندگیش که منوبتونه فراموش کنه خدایازندگی کردن دراین زمین اونم بدون عشق چقدرسخته منی که فکرمیکردم همیشه آرزوی بابکم میمونم الان دارم بدون اون زندگی میکنم این غیرمحاله من یه مرده هستم که جسمم روزمینه ولی روحم پیشه عشقمه ولی باورنمیکنه نمیکنه...وقتی روزای آخرکه باهاش بودم یادم میادداغون ترمیشم خدایاچقدرباعشق هم دیگروبغل میکردیم باعشق همدیگرونگاه میکردیم چرانگاهشوازم گرفتی؟چرا؟گناه من فقط این بودکه بیش ازحدعاشقش بودم ولی حتی یه قدمم نیومدجلوکه بگه من آرزوی عوضی رودوست دارم ای خداخودت طرفدارحقی من ۸سال بودمنتظرش بودم اونم توانتظارتلخ.میگن انتظارعشق شیرینه ولی واسه من تلخ بودچون مامانوداداشش این انتظارشیرینوواسم تلخ کردن من یه دخترساده بودم نمیدونستم نفرت چیه کینه چیه؟؟ولی الان اون دخرمرده به جاش یه دخرسرتاپانفرت وکینه.یه دختری که دیگه تورویاهای دوردست زندگی میکنه واسه خودش رویامیبافه...رویاهام وبه باددادن زندگیموخراب کردن..عزیزترین کسموازم گرفتن..خداعزیزترن کسشونوازشون بگیر.خدایابهترین کسمودست تومیسپارم به جزاون کسی روندارم هاخوب مواظبش باشی نذارعشقم حتی یه اشک کوچولوبریزه

[ سه شنبه دوازدهم دی 1391 ] [ 22:15 ] [ arezo ]

[ ]

روزی دختروپسری درحال برگشتن ازفیلم بودندپسرازسکوتی که میان آنهاروان بودمتوجه شداتفاقی افتاده است دخترازپسرخواست تاماشین رانگه داردتااوصحبت کنددختربه پسرگفت که احساسش نسبت به پسرعوض شده وزمان آن رسیده که هرکس به دنبال کارخودبرود.پسردرحالی که داشت دست درجیب خودمیکردتانوشته ای تاشده رابه دختربدهدقطره اشکی برصورتش روان شددرهمان زمان راننده ای مست درحال رانندگی باسرعت بالا درهمان خیابان بود راننده مست ناگهان منحرف شدودقیقا به سمت ماشینی که دختروپسردرآن بودندبرخوردودراین حادثه پسره جان خودراازدست دادبه طورمعجزه آسایی دختره زنده ماندوبه یادنوشته افتادآرابازکردوخواندپسراین طورنوشته بود:

بدون عشق تومن خواهم مردهروقت خواستی بدونی کسی دوست داره توچشماش زل بزن تاعشقتوتوش ببینی....اگه نگات کردعاشقته..اگه خجالت کشیدبرات میمیره...اگه سرشوانداخت پایین ویه لحظه رفت توفکربدون که بدون تونمیتونه میدونم الان رفتی توفکرامازندگی اجباریست....مرگ انتظار..عشق یک باراست..... فکرتوتکراراست...جدایی دشواراست..کاش گناهی کنم که مجازاتش تبعیدبه قلب توباشد

 

 

 عشقم منوکشت منوبادستای خودش خاک کردآرزوی احساساتی مرده ویه آرزوی سنگ دل زنده شده

عشقم دل تنگتم

[ دوشنبه یازدهم دی 1391 ] [ 16:56 ] [ arezo ]

[ ]

خیلی سخته شبا خوابت نمیبره مگه نه؟فکرات پیشه اونه باخودت میگی الان چیکارمیکنه خوابیده یابه توفکرمیکنه باخودت رویاهای دورتوبااون تصورمیکنی تصورمیکنی لب دریادست تودست راه میری شب کنارساحل باهم به آسمون نگاه میکنیدوکلی خیالات دیگه مثل من امایه روزی میرسه که تنهاشی میذاره میره این دست سرنوشته منم شباکه خوابم نمیبره باخودم خاطراتمومرورمیکنم رویاهایی که داشتم والان نابودشده خیلی سخته منکه کم آوردم ای کاش توی این دنیای کوچیک قیمت عشق رومیدونستندونمیذاشتن دوتاعاشق ازهم جداشه ولی حیف که فقط میدونن عشق وجودداره نمیدونن که عشق بادل آدم چه میکنه نمیدونن که عشق زندگی آدموزیررورومیکنه خدایامنو ازعشق جداکردی به یگانگیت قسم هیچ کس روازعشقش جدانکن حتی دشمنم رو..عشقم هرجاباشه باهرکی باشه حلالش کردم خوش باشه به اون بالایی که شاهددوست داشتنم بودروزی نبودکه ماشبابدون هم بخوابیم اگه قهرم میشدیم لااقل یه شب بخیرمیگفتیم درسته ازدواج کردم ولی تنهاترین آدمم....دوستان بهتون توصیه میکنم سعی کنین عاشق نشین عاشق همیشه میسوزه دوست داشتن بهترازعاشق شدن هست

((تنهاییم رابه گردن کسی نمیندازم گردن هیچ کس تحمل اینقدرتنهایی روندارم))

 

هنوزهم مرابه جان بابکم قسم میدهند میبینی تنهامن نیستم که جدایمون روباورندارم

 


 

 

[ دوشنبه یازدهم دی 1391 ] [ 9:54 ] [ arezo ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه